بسم الله
توو زندگیم انواع و اقسام سختیا و مشقتا رو دیدم و کشیدم....
اما به جرأت می تونم بگم هیچ امتحانی به اندازه ی بیمار بودنِ عزیزای آدم، آدمو نمی شکنه....
خورد می کنه آدمو....
می شکونه....
خاصه اگه اون عزیز یه طفل باشه....
یا رضیع الحسین! دستِ ما و کرمِ تو....
.
.
+ ممنون می شم یه حمد شفا بخونین :)
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان
بسم الله
چه اسفندها... آه!
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند:
این روزها می رسی از همین راه!
آخ قیصر جان! چه خوب نوشتی از اردی بهشت....
اردی بهشتِ ٩٦ هم تمام شد و حداقل خاصیت اش این بود که آرام گذشت....
خدا را شکر!
همین هم جای شکر دارد...
کاش اردی بهشتی بیاید که پر باشد از لحظه ها و روزهای بهشتی.... کاش دیر نباشد.....
برچسب:
نویسنده: بنیامین عباسیان